ضحيضحي، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

ضحي كوچولو

بزرگ شدن ضحي كوچولو

سلام ضحي جان الان ديگه ماشالله هزار مشالله ديگه كم كم داري از اب وگل در مياي و بزرگ ميشي هر موقع كه از سر كار ميام و مي بينمت اساسي خستگي از تنم در مياد اون نيم خنده هاي كوچول رو كه ميزني واسه بابايي نمي دوني چه حالي به آدم ميده گريه هات هم شيرينه عسل من مي دوني چي بهت ميگم موقعي كه داري دارم باهات حرف ميزنم ميگم عشق من تو واقعاً عشق و اميد من به زندگي هستي ببخشيد چند وقتي هست كه چيزي ننوشتم چون يكم بابايي مريض بود دكتر و از اين حرفا حالا يكم بهترم دارم واست مي نويسم يه وقت فكر نكني بابايي فراموشت كرده ها اصلاً اتفاقاً هميشه به يادتم راستي مي دوني چي شده ما امروز از خونه بابابزرگ ( باباي خودم) اومديم خونه خودمون تو واسه اولين ب...
9 مرداد 1390

سخني با دوستان وبلاگ

ديروز واسه ضحي كوچولو رفتم شناسنامه گرفتم و اون هم به طور رسمي اسمش ثبت شد. ولی حالا می خواستم اسمش رو ثبت کنم ثبت احوال گیر داده بود می گفت ضحی عربیه باید یه طور دیگه نوشته بشه ((ضحا)) گفتم حالا شما گیر دادین ه فرقی میکنه گفت ما طبق فرهنگ لغت ادبیات فارسی اسامی رو ثبت می کنیم گفتم باشه دیگه تلفظ که عوض نمیشه شما به جای ((ی))  بزارید ((الف)). اين مطلب رو نوشتم كه فقط از تمامي دوستاني كه نظر دادن و اين وبلاگ رو مورد لطف خودشون قرار دادند تشكر كنم به زودي هم حتماً عكساي ضحي كوچولو رو آپلود ميكنم  
30 تير 1390

خوش اومدي به خونه

امروز بعد از 10-12 روز صير كردن آخرش ضحي كوچولوي بابا از بيمارستان مرخص شد و به خونه اومد. امروز واسه اولين بار يه بوس خوشكل از اون صورت ماهش كردم واقعاً ديگه چيزي نمي تونم از حسم بگم فقط مي تونم بگم خيلي خوشحالم همين
27 تير 1390

عيدت مبارك

ضحي كوچولو بابا عيدت مبارك امروز اولين عيد ضحي بود ميلاد منجي 2 عالم حضرت مهدي(عج) بود و همينطور واسه اولين بار امروز ضحي كوچولو تونست مستقيم بدون شيشه تو بغل مامانش شير بخوره ! قرار بود امروز مرخص بشه ولي آزمايشاتي كه انجام داده بودند مشخص شده بود يه مقدار قند خونش پايينه و واسه همين باز تو اين بيمارستان موندگار شد حالا منتظريم كه ايشالله فردا مرخص بشه فقط منتظرم بياد به خونه يه بوس اساسي ازش بگيرم دلم واسش يه زره شده !!! هر موقع كه عكس هم ازش گرفتم حتماً سر فرصت چند تا از اون عكساي خوشكلش ميزارم  
26 تير 1390

هفته اي كه بد گذشت

هفته اول زندگي دخمل بابا واقعاً نمي دونم بگم چقدر بد گذشت هم واسه ضحي كوچولو و هم واسه خونوادش از بس حالمون بد بود كه ديگه نتونستم بيام يه مطلب بزنم الان كه اومدم مطلب بزنم مطمئن شدم كه ضحي كوچولو زميني شده و ديگه رفتني نيست اره درست شندين رفتني 2-3 روز اولي كه تو بيمارستان بود يكي از شبا يك اتفاق مي افته كه هنوز معلوم نشده چطور شده بود كه ضحي كوچولو حالش بد ميشه و حالت تشنج بهش دست ميده  و طوري حالش بد ميشه كه تنفس قطع و فقط با دستگاه و تنفس مصنوعي زنده مي مونه ! و به قول خودمون اتاق سي سي يو ميره ! اين چند روز چون بخش اطفال رو مرد راه نميدن مامان بزرگ ضحي(مامان خودم(بابي ضحي)) همش به ضحي كوچولو سر ميزد و احوالاتش رو از د...
25 تير 1390

تولد....

امروز ضحي كوچولو من يك ماه زودتر از موعد خودش به دنيا اومد يكم عجله داشت همه ميگن اين از همين الان عجوله خدا رحم كنه به بعداًًً هر چند بنده خدا تقصير نداشت يه مشكل فني پيش اومد كه مجبورش كردن زودتر به اين دنيا پا بزاره ما از ديروز ساعت 6 عصر تو بيمارستان منتظر به دنيا اومدنش بوديم تا ساعت 5 ونيم عصر همش لحظه شماري مي كرديم كي به دنيا بياد و دعا  دعا كه هم مادر و هم ضحي كوچولو سالم باشن! كه خدا رو شكر هر دو سالم بودن ولي طبق معمول بچه هايي كه زودتر به دنيا مي آن بايد يه مدتي رو تو دستگاه باشن تا مشكلشون حل بشه ! حالا ضحي كوچولو طبق گفته دكتر يه هفته الي ده روزي رو تو بيمارستان باشه تا مشكل تنفسي كه واسش پيش اومده حل بشه !!...
17 تير 1390
1